چرا همیشه جذب آدمهای اشتباه و روابط سمی میشویم؟
رابطه اولش با توجه و هیجان شروع میشود، ولی بعد از مدتی همه چیز تغییر میکند؛ طرف مقابل سرد میشود، شما را در بلاتکلیفی نگه میدارد، رفتارش کنترلگرانه میشود یا تمام تلاشهای رابطه روی دوش شما میافتد. اینجاست که از خودتان میپرسید، چرا همیشه جذب آدمهای اشتباه میشوم؟
معمولاً یک دلیل مشخص پشت این انتخابها نیست. تجربههای گذشته، ترس از تنها ماندن، وابستگی سریع، نداشتن مرزهای روشن و اشتباه گرفتن هیجان با امنیت عاطفی میتوانند روی انتخاب شریک عاطفی اثر بگذارند.
تکرار این الگوها به معنی ضعف یا مقصر بودن شما نیست. با شناخت رفتارها و نیازهای عاطفی خودتان، میتوانید زودتر نشانههای یک رابطه ناسالم را ببینید و انتخاب بهتری داشته باشید.
آیا واقعاً آدمهای اشتباه را جذب میکنیم؟
ما همیشه نمیتوانیم انتخاب کنیم چه کسی وارد زندگیمان شود. خیلی از آدمهای ناسالم هم از همان اول رفتار واقعیشان را نشان نمیدهند. چیزی که بیشتر در اختیار ماست، تصمیمهایی است که در ادامه رابطه میگیریم.
● جذب اولیه: حسی که همیشه آگاهانه شکل نمیگیرد و ممکن است نتوانیم آن را کامل کنترل کنیم.
● انتخاب: تصمیمی که برای نزدیک شدن، اعتماد کردن و جدیتر کردن رابطه میگیریم.
● ادامه دادن رابطه: واکنشی که بعد از دیدن رفتارهای نگرانکننده، تفاوتهای جدی یا نشانههای آزار نشان میدهیم.
خودشناسی به این معنا نیست که دیگر هیچ آدم نامناسبی وارد زندگی شما نمیشود. ولی کمک میکند نشانههای خطر را زودتر ببینید، مرزهای روشنتری داشته باشید و تصمیم دقیقتری بگیرید.
تهدید، تحقیر و کنترلگری همیشه مسئولیت فردی است که این رفتارها را انجام میدهد. حتی اگر کسی چند رابطه آسیبزا را تجربه کرده باشد، باز هم مقصر رفتار آزارگر نیست.

چرا روابط اشتباه تکرار میشوند؟
تکرار روابط اشتباه فقط یک دلیل ندارد. تجربههای گذشته، ترس از تنها ماندن، مشخص نبودن مرزها و اشتباه گرفتن هیجان ابتدای رابطه با صمیمیت واقعی، ممکن است ما را دوباره به سمت آدمها و رابطههای مشابه بکشاند.
هر چیزی که آشناست، امن نیست
رفتارهایی که در خانواده یا رابطههای قبلی دیدهایم، برای ذهن آشنا هستند. به همین دلیل ممکن است سردی، انتقاد، بیتوجهی یا رفتارهای ناپایدار در شروع رابطه چندان عجیب به نظر نرسند.
تجربههای ناخوشایند دوران کودکی میتوانند روی اعتماد و احساس امنیت ما اثر بگذارند، ولی قرار نیست آینده روابطمان را تعیین کنند. ضمن اینکه همه انتخابهای اشتباه هم ریشه در گذشته ندارند.
سبک دلبستگی روی رفتار ما در رابطه اثر میگذارد
فردی با دلبستگی اضطرابی ممکن است مدام نگران طردشدن باشد و برای نگه داشتن رابطه بیشتر از حد توانش تلاش کند. فردی با الگوی اجتنابی هم ممکن است هر زمان رابطه صمیمیتر میشود، فاصله بگیرد.
قرار گرفتن این دو نفر در کنار هم گاهی چرخهای از نزدیک شدن، عقب کشیدن و بلاتکلیفی میسازد. با این حال سبک دلبستگی یک ویژگی ثابت و تغییرناپذیر نیست و با شناخت، تمرین و کمک تخصصی میتواند تغییر کند.
طرحوارهها برداشت ما از رفتار دیگران را تغییر میدهند
طرحوارهها باورهای عمیقی هستند که روی احساسات، تصمیمها و رفتار ما اثر میگذارند؛ باورهایی مثل «در نهایت ترکم میکنند»، «نیازهای من اهمیتی ندارد» یا «برای حفظ رابطه باید خودم را ثابت کنم».
چنین باورهایی ممکن است باعث شوند بیتوجهی را عادی بدانیم، خواستههایمان را پنهان کنیم یا مدت زیادی منتظر تغییر طرف مقابل بمانیم. بااینحال وجود یک طرحواره به تنهایی به این معنی نیست که رابطه حتماً شکست میخورد.
هیجان زیاد با صمیمیت اشتباه گرفته میشود
پیامهای پیدرپی، تعریفهای اغراقآمیز، هدیههای بزرگ و عجله برای جدیکردن رابطه ممکن است این حس را ایجاد کنند که بالاخره فرد مناسب را پیدا کردهایم. این رفتارها همیشه نشانه فریب نیستند، ولی وقتی با فشار، کنترل یا نادیدهگرفتن مرزها همراه میشوند، باید جدی گرفته شوند.
«بمباران عشقی» یعنی توجه شدید و نزدیکشدن بسیار سریع؛ رفتاری که گاهی بعد از آن کنترلگری و محدودکردن طرف مقابل شروع میشود. صمیمیت واقعی یکشبه شکل نمیگیرد. این احساس با گذشت زمان، شناخت دوطرفه، احترام، ثبات و هماهنگی میان حرف و رفتار ساخته میشود.
ترس از تنهایی تصمیمگیری را عقب میاندازد
گاهی نشانههای یک رابطه ناسالم را میبینیم، ولی از تنها شدن، شروع دوباره یا ازدستدادن روزهای خوب اول میترسیم. بعضی وقتها هم به امید تغییر طرف مقابل، ماندن در رابطه را ادامه میدهیم.
بین فرصت دادن به فردی که مسئولیت رفتار خود را میپذیرد و منتظر ماندن برای کسی که مشکل را انکار میکند، تفاوت زیادی وجود دارد. تغییر واقعی فقط با عذرخواهی و وعده دیده نمیشود؛ رفتار باید در طول زمان ثابت و قابل مشاهده باشد.

از کجا بفهمیم یک الگو در رابطه تکرار میشود؟
این نشانهها میتوانند از یک چرخه تکراری خبر دهند:
● رابطه خیلی سریع و پرهیجان شروع میشود.
● جذب افراد سرد، مبهم یا در دسترس نبودنی میشوید.
● برای حفظ رابطه، نیازهای خود را نادیده میگیرید.
● رفتار آزاردهنده طرف مقابل را با گذشته سخت او توجیه میکنید.
● بیشتر به آینده احتمالی رابطه دل بستهاید تا شرایط فعلی آن.
● بعد از تعیین مرز با قهر، تهدید، تحقیر یا عذاب وجدان روبهرو میشوید.
● در رابطه بیشتر مضطرب و سردرگم هستید تا آرام و دیده شده.
هر اختلاف یا اشتباهی به معنی سمی بودن رابطه نیست. چیزی که باید جدی بگیرید، تکرار رفتارهای آسیب زننده، نپذیرفتن مسئولیت، بیاحترامی به مرزها و نبود امکان گفتوگوی امن است. شناخت این نشانهها کمک میکند انتخابهای آگاهانهتری داشته باشید و قبل از تکرار دوباره همان تجربه، چرخه را متوقف کنید. در این مورد، کوچینگ توسعه فردی میتواند به شناخت ارزشها و الگوهای تصمیمگیری کمک کند.
مرور رابطههای قبلی بدون سرزنش
سه رابطه یا آشنایی مهم خود را مرور کنید. چه چیزی در شروع جذبتان کرد؟ اولین نشانه نگران کننده چه بود و چرا نادیدهاش گرفتید؟ ببینید آیا بین این رابطهها الگوی مشترکی وجود دارد.
معیارهای مهم پیش از شروع رابطه
کشش و علاقه کافی نیست. ثبات رفتاری، صداقت، مسئولیتپذیری، توان گفتوگو، احترام به جواب «نه» و هماهنگی ارزشها را هم در نظر بگیرید.
رابطه سالم به شما آرامش و فضای رشد میدهد. وابستگی عاطفی ممکن است باعث شود بلاتکلیفی یا بیاحترامی را فقط برای حفظ رابطه تحمل کنید.
شناختی که به زمان نیاز دارد
بین علاقه اولیه و تصمیم جدی کمی فاصله بگذارید. رفتار فرد را هنگام اختلاف، ناراحتی یا نرسیدن به خواستههایش ببینید. شناخت واقعی از رفتارهای تکراری به دست میآید، نه حرفها و وعدهها.
واکنش طرف مقابل به مرزها
محترمانه مخالفت کنید، برای پاسخ زمان بخواهید یا یک خواسته را نپذیرید. فرد سالم ممکن است ناراحت شود، ولی شما را تهدید، تحقیر یا با قهر و سکوت تنبیه نمیکند. در این مورد، دوره توسعه فردی هم فرصتی برای تمرین خودآگاهی، عزتنفس و مرزبندی است.

چه زمانی با یک رابطه ناسالم معمولی روبهرو نیستیم؟
تهدید، تحقیر مداوم، کنترل رفتوآمد و ارتباطات، فشار جنسی، محدود کردن پول، تعقیب و خشونت جسمی، اختلاف عادی نیستند. در این شرایط، امنیت شما اولویت دارد. با فردی قابلاعتماد، روانشناس یا مراکز حمایتی تماس بگیرید و برای خروج از رابطه، با کمک افراد امن برنامهریزی کنید. البته، ریتریت رشد فردی برای بعضی افراد فرصتی است تا از فشارهای روزمره فاصله بگیرند و نیازهای واقعی خود را بهتر بشناسند.
رابطه بعدی میتواند متفاوت باشد
تغییر از جایی شروع میشود که بهجای قضاوت خود، الگوها را ببینید، رفتار واقعی افراد را جدی بگیرید و برای نیازها و مرزهای خود ارزش قائل شوید. شاید هنوز ندانید کدام نوع حمایت برای شما مناسبتر است. کوچینگ فردی، دورههای توسعه فردی و ریتریتهای دونا برای مرحلههای متفاوتی از مسیر طراحی شدهاند. برای دریافت مشاوره رایگان درخواست خود را ثبت کنید تا براساس شرایط و هدفتان، مسیر مناسبتری پیشنهاد شود.