مقالات

چرا روابط عاطفی امروز ما نسخه کپی ‌برداری ‌شده از والدین است؟

چرا روابط عاطفی امروز ما نسخه کپی ‌برداری ‌شده از والدین است؟

تا به حال شده احساس کنید رابطه‌تان شبیه رابطه‌ای‌ شده که در کودکی می‌دیدید؟ شاید از قهرهای طولانی ناراحت بودید، ولی حالا خودتان هنگام اختلاف سکوت می‌کنید یا مدام از شریک عاطفی‌تان تایید می‌خواهید. در مواجهه با این تکرار ناخودآگاه، اغلب این سوال مهم مطرح می‌شود که چرا روابط عاطفی امروز ما نسخه کپی ‌برداری ‌شده از والدین است؟

بخش زیادی از الگوهای عاطفی از همان سال‌های اول زندگی شکل می‌گیرد. خانواده اولین جایی است که در آن یاد می‌گیرید عشق، اعتماد، صمیمیت، اختلاف و احساس امنیت چه معنایی دارند. برای همین ممکن است بدون اینکه حواستان باشد، بعضی از رفتارها و الگوهای گذشته را دوباره در رابطه‌هایتان تکرار کنید.

ولی این به معنی تکرار همیشگی گذشته نیست. تجربه‌های کودکی می‌توانند دلیل بعضی از رفتارهای امروزتان را نشان دهند، ولی با شناخت بیشتر خودتان و یادگرفتن مهارت‌های جدید، می‌توانید مسیر متفاوتی بسازید و رابطه‌ای سالم‌تر داشته باشید. برای کشف ریشه‌های این الگوهای پنهان و پیدا کردن مسیر ساختن رابطه‌ای امن و سالم، پیشنهاد می کنیم تا انتهای مطلب با ما همراه باشید.

آیا رابطه والدین روی روابط عاطفی ما تاثیر می‌گذارد؟

خانواده اولین جایی است که کودک در آن روابط انسانی را یاد می‌گیرد. او در همین محیط می‌فهمد نزدیک ‌شدن به دیگران چقدر امن است، اختلاف‌ها چطور حل می‌شوند و آیا می‌تواند احساسات و نیازهایش را راحت بیان کند یا نه.

  • کودکان بیشتر از رفتار والدین یاد می‌گیرند تا حرف‌های آنها

کودک فقط چیزی را که والدین به او می‌گویند یاد نمی‌گیرد. رفتار آنها با یکدیگر را هم می‌بیند و از آن الگو می‌گیرد. نوع صحبت‌ کردن، دعوا، قهر، عذرخواهی، محبت ‌کردن یا حتی بی‌توجهی به احساسات همگی روی تصویری که کودک از یک رابطه در ذهنش می‌سازد، اثر می‌گذارند.

این الگوها با بزرگ ‌شدن کودک خود به ‌خود ناپدید نمی‌شوند. خیلی از آدم‌ها در روابط عاطفی‌‌شان رفتارهایی را تکرار می‌کنند که در کودکی دیده‌اند. از نحوه ابراز محبت گرفته تا برخورد با اختلاف‌ها یا حتی انتخاب رابطه‌ای که به شکلی برایشان آشنا به نظر می‌رسد.

تاثیر نوع رابطه با والدین بر روابط عاطفی افراد

  • سبک دلبستگی از کودکی چگونه شکل می‌گیرد؟

یکی از نظریه‌های مهم برای شناخت رابطه والدین و فرزندان، نظریه دلبستگی جان بالبی و پژوهش‌های مری اینزورث است. این نظریه توضیح می‌دهد تجربه‌های اولیه در رابطه با دیگران، چطور روی احساس اعتماد، صمیمیت، فاصله گرفتن و ترس از دست دادن در رابطه‌های نزدیک اثر می‌گذارد. روانشناسان چهار سبک دلبستگی را معرفی می‌کنند که نشان می‌دهد هر فرد چطور با نزدیکی و صمیمیت در رابطه کنار می‌آید:

دلبستگی ایمن: فرد از صمیمیت استقبال می‌کند و در کنار داشتن یک رابطه عاطفی، استقلال خودش را هم حفظ می‌کند.

دلبستگی اضطرابی: فرد ممکن است بیشتر نگران از دست دادن رابطه یا طرد شدن باشد و برای اطمینان از علاقه طرف مقابل، به توجه و تایید بیشتری نیاز داشته باشد.

دلبستگی اجتنابی: فرد ممکن است وقتی رابطه خیلی نزدیک می‌شود، فاصله بگیرد یا احساسات و نیازهای عاطفی خودش را کمتر نشان دهد.

دلبستگی آشفته یا ترسان: فرد هم به داشتن رابطه نزدیک نیاز دارد و هم از آسیب دیدن یا طرد شدن در آن می‌ترسد.

البته این سبک‌ها قرار نیست افراد را در یک دسته ثابت قرار دهند یا تشخیص روان ‌شناختی باشند. سبک دلبستگی می‌تواند در طول زندگی و با تجربه‌های تازه تغییر کند.

چرا الگوهای والدین را در رابطه عاطفی تکرار می‌کنیم؟

تکرار رفتارها و الگوهای والدین در رابطه عاطفی چیزی نیست که خودتان آگاهانه انتخاب کنید. خیلی از افراد نمی‌خواهند رابطه‌ای شبیه تجربه‌های ناخوشایند خانواده خود داشته باشند، ولی چیزهایی که در کودکی دیده‌اند و یاد گرفته‌اند، می‌تواند روی انتخاب شریک عاطفی، نوع واکنش‌ها و حتی برداشت آنها از عشق اثر بگذارد.

• چیزهای آشنا همیشه برای ما خوب نیستند

ذهن انسان با چیزهای آشنا راحت‌تر کنار می‌آید. حتی اگر آن چیز همیشه برایش خوب نباشد. به‌ همین ‌دلیل، گاهی رفتارهایی که آسیب ‌زا هستند، فقط به این دلیل که قبلاً تجربه شده‌اند، طبیعی یا حتی جذاب به نظر می‌رسند. ولی آشنا بودن یک رفتار، به معنی سالم بودن آن نیست. گاهی کشش شدید در شروع یک رابطه، بیشتر از اینکه نشانه یک ارتباط عمیق باشد، به الگویی قدیمی برمی‌گردد که هنوز حل نشده است.

دلایل اصلی تکرار الگوهای والدین در روابط عاطفی

• یادگیری رفتارها از والدین و فضای خانواده

تجربه‌های شخصی تنها چیزی نیستند که روی روابط اثر می‌گذارند. فضای خانواده و رفتار والدین هم به مرور به شما یاد می‌دهد رابطه عاطفی را چطور ببینید و چطور در آن رفتار کنید. طبق نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا، انسان‌ها فقط از تجربه‌های خودشان یاد نمی‌گیرند.

بلکه با دیدن رفتار دیگران و نتیجه آن رفتارها، الگوهایی را یاد می‌گیرند که ممکن است بعدها در زندگی خودشان تکرار کنند. مثلاً، کودکی که همیشه می‌بیند یکی از والدین برای حفظ آرامش کوتاه می‌آید، ممکن است در بزرگسالی فداکاری بیش از حد را راهی برای نگه‌ داشتن رابطه بداند.

• تلاش برای جبران تجربه‌های گذشته در رابطه عاطفی

گاهی در رابطه جدید، ناخودآگاه دنبال چیزی می‌گردید که در کودکی کمتر داشته‌اید. مثل توجه، تایید یا احساس امنیت. در واقع، فرد تلاش می‌کند یک تجربه قدیمی را این بار با پایان متفاوتی تمام کند. ولی اگر این الگوها شناخته نشوند، همان چرخه قبلی ممکن است دوباره تکرار شود.

• ورود نقش‌های خانوادگی به روابط عاطفی

در بسیاری از خانواده‌ها، هر فرد به مرور یک نقش مشخص پیدا می‌کند:

  1.  یکی سکوت می‌کند
  2.  یکی همیشه مشکلات را حل می‌کند
  3.  یکی بین اعضای خانواده میانجی می‌شود
  4.  یکی یاد می‌گیرد احساساتش را نشان ندهد

برخی افراد برای شناخت بهتر این الگوهای خانوادگی سراغ روش‌هایی مثل چیدمان سیستمی خانواده می‌روند. این روش تلاش می‌کند ارتباط میان تجربه‌های خانوادگی، نقش‌های افراد و الگوهای تکرارشونده در روابط را بهتر نشان دهد.

نشانه‌های تکرار الگوهای خانوادگی در رابطه

دیدن یکی از این نشانه‌ها به ‌تنهایی به این معنی نیست که حتماً یک الگوی خانوادگی را تکرار می‌کنید. ولی اگر چند مورد از آنها در رابطه‌های مختلف تکرار شده باشد، شاید وقت آن رسیده کمی دقیق‌تر به رفتارهای خودتان نگاه کنید:

• ترس زیادی از ترک‌ شدن دارید.
• جذب آدم‌هایی با ویژگی‌های مشابه می‌شوید.
• گفتن نیازها و احساسات برایتان سخت است.
• وقتی رابطه جدی‌تر می‌شود، از صمیمیت فاصله می‌گیرید.
• اختلاف‌ها اغلب با قهر، سکوت یا دعوا تمام می‌شوند.
• همیشه نقش نجات ‌دهنده یا مراقب طرف مقابل را می‌گیرید.
• برای نگه ‌داشتن رابطه، از مرزهای شخصی خود عبور می‌کنید.
• بین نزدیک ‌شدن زیاد و فاصله ‌گرفتن ناگهانی مدام در رفت ‌و آمد هستید.

البته هر ترس از صمیمیت یا وابستگی عاطفی فقط به کودکی و خانواده برنمی‌گردد. ولی وقتی یک رفتار در چند رابطه تکرار می‌شود، نگاه ‌کردن به تجربه‌های گذشته و الگوهای خانوادگی می‌تواند کمک کند بهتر بفهمید چه چیزی پشت این رفتارها است.

آیا همه رفتارهای ما نتیجه رابطه با والدین است؟

نه، همه چیز به کودکی و رابطه با والدین برنمی‌گردد. این ‌که فکر کنید تمام مشکلات امروز شما ریشه در زخم‌های کودکی دارند، نگاه ساده‌ای به یک موضوع پیچیده است. والدین نقش مهمی در شکل ‌گیری الگوهای رفتاری شما دارند، ولی تنها عامل نیستند.

شخصیت، تجربه‌های زندگی، دوستان، فرهنگ و انتخاب‌هایی که در بزرگسالی دارید هم روی رابطه‌های شما اثر می‌گذارند. تجربه‌های کودکی می‌توانند روی روابط آینده شما تاثیر بگذارند، ولی قرار نیست مسیر زندگی شما را برای همیشه مشخص کنند. گاهی یک رابطه سالم در بزرگسالی به شما کمک می‌کند بعضی الگوهای قدیمی را تغییر دهید.

نقش خانواده در شکل ‌گیری روابط عاطفی سالم

چطور الگوهای قدیمی روابط عاطفی را تغییر دهیم؟

تغییر الگوهای قدیمی رابطه یک ‌شبه اتفاق نمی‌افتد. برای این کار باید اول رفتارها، باورها و واکنش‌های تکرار شونده خودتان را بشناسید و رفتارهای جدیدی را تمرین کنید:

1. چرخه تکراری رابطه را پیدا کنید

اول از خودتان بپرسید در تعارض‌های تکراری چه اتفاقی می‌افتد:

• چه چیزی من را ناراحت یا مضطرب می‌کند؟
• چه فکری همان لحظه از ذهنم می‌گذرد؟
• چه واکنشی نشان می‌دهم؟
• طرف مقابلم چه پاسخی می‌دهد؟

مثلاً ممکن است دیر جواب دادن شریک عاطفی، ترس از طرد شدن را فعال کند. فرد پیام‌های بیشتری می‌فرستد، طرف مقابل احساس فشار می‌کند و فاصله می‌گیرد. در نتیجه همان ترسی که از اول وجود داشت، شدیدتر می‌شود.

2. باورهای قدیمی درباره عشق را بررسی کنید

گاهی باورهایی دارید که سال‌ها با شما مانده‌اند:

• برای دوست داشته شدن باید همیشه خودم را ثابت کنم.
• اگر مخالفت کنم، ممکن است ترک شوم.
• دعوا یعنی رابطه در حال تمام شدن است.
• حسادت نشانه عشق است.

از خودتان بپرسید این باور را از کجا یاد گرفته‌اید؟ آیا واقعاً همیشه درست است؟ پیدا کردن شواهد مخالف می‌تواند کمک کند نگاه متعادل‌تری بسازید. بعضی افراد برای شناخت بهتر احساسات و باورهای عمیق خود از روش‌هایی مثل هیپنوتراپی کمک می‌گیرند.

3. شیوه گفتگو را تغییر دهید

شناخت الگوها کافی نیست. باید رفتار جدید را هم تمرین کنید. به ‌جای سرزنش طرف مقابل، درباره احساس و نیاز خودتان حرف بزنید. مثلاً به ‌جای اینکه بگویید:

تو هیچ ‌وقت به من اهمیت نمی‌دهی.

می‌توانید بگویید:

وقتی وسط صحبت جوابی نمی‌گیرم، احساس می‌کنم نادیده گرفته شدم و دوست دارم چند دقیقه با تمرکز بیشتری با هم صحبت کنیم.

4. مرزهای سالم ایجاد کنید

مرزبندی فقط این نیست که بگویید چه رفتاری را نمی‌پسندید. باید مشخص کنید اگر آن رفتار ادامه پیدا کرد، چه کاری برای مراقبت از خود انجام می‌دهید. مثلا اگر گفتگو به توهین برسد، بحث را متوقف می‌کنم و وقتی هر دو آرام شدیم ادامه می‌دهیم. ممکن است مرزبندی در ابتدا سخت باشد و حتی احساس گناه ایجاد کند. به‌ خصوص اگر در گذشته یاد گرفته باشید مخالفت کردن کار درستی نیست. ولی این احساس همیشه به معنی اشتباه بودن مرز شما نیست.

5. از مسیرهای خودشناسی کمک بگیرید

گاهی دیدن الگوهای شخصی به ‌تنهایی سخت است. بعضی افراد از کوچینگ فردی برای شناخت بهتر خود، مشخص کردن ارزش‌ها و تبدیل آگاهی به تغییرات عملی کمک می‌گیرند. کوچینگ بیشتر برای هدف ‌گذاری و ساختن رفتارهای جدید مناسب است.

چگونه رابطه‌ای متفاوت از والدین خود بسازیم؟

شاید بارها در مسیر شناخت خود با این سوال تامل ‌برانگیز مواجه شده باشید که چرا روابط عاطفی امروز ما نسخه کپی ‌برداری ‌شده از والدین است؟ درک این روابط عاطفی به معنای انکار ریشه‌هایمان نیست. بلکه برای ساختن یک رابطه سالم‌تر، لازم نیست گذشته را کنار بگذارید یا همه‌ چیز را از اول شروع کنید. کافی است الگوهایی را که یاد گرفته‌اید بشناسید و تصمیم بگیرید کدام رفتارها را ادامه دهید و کدام‌ها را تغییر دهید. برای شروع می‌توانید:

  • درباره نیازها و مرزهایتان واضح صحبت کنید.
  • واکنش‌ها و رفتارهای تکراری خود را بدون سرزنش بررسی کنید.
  •  هنگام اختلاف، به‌ جای قهر یا دعوا، کمی فاصله بگیرید و بعد با آرامش گفتگو را ادامه دهید.
  •  کسی را برای رابطه انتخاب کنید که احترام، ثبات و مسئولیت ‌پذیری را در رفتارهایش نشان دهد.
  •  هیجان زیاد یا ترس از دست دادن را با عشق و امنیت عاطفی اشتباه نگیرید.

رابطه سالم نتیجه پیدا کردن یک فرد کامل نیست. نتیجه شناخت خود، گفتگوی صادقانه و انتخاب‌های بهتر در طول زمان است.

چرا در روابط عاطفی، ناخودآگاه الگوهای والدینمان را تکرار می‌کنیم؟

ذهن انسان به دلیل تمایل ذاتی به پدیده‌های آشنا، رفتارهای آموخته ‌‌شده در فضای خانواده را حتی اگر آسیب ‌زا باشند، مجدداً بازتولید می‌کند.

آیا سرنوشت روابط عاطفی ما برای همیشه در گرو تجربیات کودکی است؟

خیر. با وجود اهمیت ریشه‌های کودکی، عواملی چون خودآگاهی، انتخاب‌های آگاهانه بزرگسالی و یادگیری مهارت‌های ارتباطی می‌توانند این مسیر را کاملاً تغییر دهند.

سبک‌های دلبستگی چگونه بر روابط امروز ما سایه می‌اندازند؟

این سبک‌ها که حاصل تعاملات خردسالی هستند، مرزهای تحمل ما را در برابر صمیمیت، میزان اعتماد به شریک عاطفی و ترس از طرد شدن تعیین می‌کنند.

مهمترین نشانه‌های تکرار الگوهای خانوادگی در یک رابطه چیست؟

ترس مداوم از ترک شدن، سکوت یا قهر هنگام تعارضات، ناتوانی در بیان صریح نیازها و جذب شدن به افرادِ دارای ویژگی‌های مشابه، از مهمترین این نشانه‌هاست.

چگونه می‌توانیم از این چرخه تکرار رها شویم و رابطه‌ای سالم ایجاد کنیم؟

برای ایجاد مسیری متفاوت، باید چرخه‌های تکراری خود را بشناسیم، باورهای کهنه درباره عشق را بازنگری کنیم و مرزهای فردی سالمی بسازیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *