مقالات

چگونه با اعضای کنترل‌گر خانواده رفتار کنیم؟

چگونه با اعضای کنترل‌گر خانواده رفتار کنیم؟

وقتی یکی از اعضای خانواده مدام درباره انتخاب‌های شما نظر می‌دهد، از شما توضیح می‌خواهد یا با قهر و عذاب وجدان سعی می‌کند تصمیم‌تان را عوض کند، ماجرا دیگر فقط نگرانی خانوادگی نیست. برای کنار آمدن با اعضای کنترل‌گر خانواده، اول باید این رفتارها را بشناسید، بعد مرزهای خودتان را واضح بگویید و پای آنها بمانید.

مرزبندی قرار نیست رابطه را خراب کند. قرار است کمک کند در کنار خانواده بمانید، بدون اینکه حق انتخاب و استقلال‌تان را از دست بدهید. در این مقاله از کوچینگ دونا بررسی می‌کنیم که چگونه با اعضای کنترل‌گر خانواده رفتار کنید و در رابطه با آنها مرزهای سالم‌تری برای خودتان بسازید. پس پیشنهاد می کنیم تا انتهای مطلب با ما همراه باشید.

کنترل‌گری در خانواده خودش را چطور نشان می‌دهد؟

کنترل‌گری خانواده همیشه با دعوا، دستور دادن یا صدای بلند خودش را نشان نمی‌دهد. گاهی در جمله‌هایی مثل من بهتر می‌دانم چه چیزی به صلاح توست یا اگر خانواده برایت مهم بود این کار را نمی‌کردی دیده می‌شود. مشکل از جایی شروع می‌شود که فرد بخواهد به جای شما درباره رابطه‌ها یا تصمیم‌های شخصی‌تان تصمیم بگیرد.

مثلاً درباره شغل، تحصیل یا ازدواج‌تان نظر نهایی بدهد، مدام انتظار توضیح و گزارش داشته باشد، جواب نه را قبول نکند یا با قهر و سرزنش شما را وادار به تغییر تصمیم کند. دخالت در مسائل مالی و نادیده گرفتن حریم خصوصی هم می‌تواند بخشی از همین رفتار باشد. البته یک رفتار به ‌تنهایی کسی را کنترل‌گر نمی‌کند. چیزی که مهم است تکرار این رفتارها و بی‌توجهی همیشگی به حق انتخاب شما است.

تفاوت نگرانی خانواده با کنترل‌گری چیست؟

در خانواده‌های ایرانی، نظر دادن درباره تصمیم‌های همدیگر چیز عجیبی نیست. خانواده ممکن است درباره شغل، ازدواج، مهاجرت یا حتی سبک زندگی شما نظر بدهد. برای همین، همیشه راحت نیست بفهمید یک رفتار از روی دلسوزی است یا کم ‌کم دارد به کنترل‌گری تبدیل می‌شود. در جدول زیر به بررسی نگرانی سالم با رفتار کنترل‌گرانه می پردازیم:

نگرانی سالم رفتار کنترل‌گرانه
نظر و پیشنهاد می‌دهد تصمیم خودش را تحمیل می‌کند
ممکن است مخالف باشد، ولی انتخاب شما را می‌پذیرد آنقدر فشار می‌آورد تا نظرتان عوض شود
به حریم خصوصی شما احترام می‌گذارد مدام توضیح و گزارش می‌خواهد
نه شنیدن را می‌پذیرد با قهر یا ایجاد احساس گناه واکنش نشان می‌دهد
استقلال را بخشی از بزرگ ‌شدن می‌داند استقلال را نشانه بی‌احترامی می‌بیند

مرز عاطفی سالم یعنی هر فرد حق دارد افکار، احساسات و تصمیم‌های خودش را داشته باشد. اگر نگرانی خانواده مدام به تلاش برای عوض ‌کردن نظر یا تصمیم شما تبدیل شود، احتمالاً این مرز دیگر به‌ درستی رعایت نمی‌شود.

چرا بعضی از اعضای خانواده رفتار کنترل‌گرانه دارند؟

گاهی کنترل‌گری از نگرانی درباره آینده، ترس از اشتباه‌ کردن فرزند، سبک تربیتی خانواده یا همان نقش‌های سنتی می‌آید. گاهی هم والدین سخت می‌توانند استقلال فرزند بزرگسال‌شان را بپذیرند یا مرز مشخصی در رابطه ندارند. فهمیدن دلیل این رفتار کمک می‌کند رابطه را بهتر درک کنید، ولی به این معنی نیست که از مرزهای شخصی‌تان بگذرید. بهتر است بدون نظر متخصص هم سریع به طرف مقابل برچسب روان ‌شناختی نزنید.

روش برخورد با اعضای کنترل‌گر خانواده

چطور با اعضای کنترل‌گر خانواده رفتار کنیم؟

زندگی با عضو کنترل‌گر در خانواده اغلب از یک بحث ساده فراتر می‌رود. ممکن است مدام درباره تصمیم‌هایتان سوال شود، برای انتخاب‌های شخصی‌تان تحت فشار قرار بگیرید یا احساس کنید برای هر کاری باید توضیح دهید. در چنین شرایطی، هدف این نیست که طرف مقابل را تغییر دهید. مهم‌ این است که بدانید کجا باید مرز بگذارید و چطور از تصمیم‌های خودتان دفاع کنید. در ادامه به شما می گوییم که چطور با اعضای کنترل‌گر خانواده رفتار کنید:

1. رفتار آزاردهنده را دقیق مشخص کنید

به جای اینکه بگویید مادرم خیلی کنترل‌گر است، ببینید دقیقاً چه رفتاری شما را اذیت می‌کند. مثلاً مادرم انتظار دارد برای هر رفت ‌و آمدم توضیح بدهم. این تفاوت کوچک مهم است. وقتی بدانید مشکل دقیقاً کجاست، راحت‌تر می‌توانید برای همان رفتار مرز مشخص کنید.

2. مرز خود را واضح بیان کنید

مرزبندی لازم نیست با توضیح‌های طولانی همراه باشد. خیلی وقت‌ها یک جمله روشن کافی است، می‌دانم نگران من هستید، ولی درباره انتخاب شغلم خودم تصمیم می‌گیرم. بهتر است مرزتان را مستقیم و محترمانه بگویید، بدون اینکه وارد بحث طولانی شوید. یادتان باشد برای معتبر بودن مرز، لازم نیست طرف مقابل حتماً با آن موافق باشد.

3. بیش از حد توضیح ندهید

گاهی برای اینکه خانواده ناراحت نشوند، مدام درباره تصمیم‌تان توضیح می‌دهید و سعی می‌کنید آن را توجیه کنید. ولی وقتی این کار زیاد تکرار شود، ممکن است تصمیم شما بیشتر شبیه اجازه گرفتن به نظر برسد. اگر یک بار دلیل‌تان را گفتید، لازم نیست هر بار دوباره وارد همان بحث شوید. گاهی بیان این جمله کافی است، حرفت را شنیدم، ولی تصمیمم عوض نشده.

4. مرز را روی رفتار خودتان تعریف کنید

به جای اینکه بگویید تو حق نداری درباره ازدواج من حرف بزنی، بهتر است مشخص کنید اگر این بحث باعث فشار یا توهین شد، چه کاری انجام می‌دهید. مثلاً بگویید، اگر درباره ازدواجم به من فشار بیاوری یا توهین کنی، بحث را ادامه نمی‌دهم. شما نمی‌توانید رفتار دیگران را کنترل کنید، ولی می‌توانید تصمیم بگیرید در برابر آن رفتار چه واکنشی نشان دهید.

5. با احساس گناه تصمیم خود را عوض نکنید

مرزبندی همیشه برای خانواده خوشایند نیست. ممکن است بعد از مشخص کردن حد و مرزتان جمله‌هایی مثل بعد از این همه کاری که برایت کردیم یا از وقتی مستقل شدی عوض شدی بشنوید. طبیعی است که چنین حرف‌هایی شما را دچار احساس گناه کند، ولی این احساس نشانه اشتباه بودن تصمیم شما نیست.

اگر می‌دانید چه می‌خواهید ولی هنگام بیان خواسته‌ها یا گرفتن تصمیم‌های مستقل مدام عقب می‌کشید، کوچینگ فردی می‌تواند به شما کمک کند ارزش‌ها، هدف‌ها و قدم‌های بعدی خود را واضح‌تر ببینید. البته اگر با مشکلات جدی سلامت روان رو به ‌رو هستید، کوچینگ جای روان ‌درمانی را نمی‌گیرد.

حفظ تصمیم در برابر احساس گناه خانوادگی

6. در اجرای مرز ثبات داشته باشید

اگر مرزی تعیین کردید، بهتر است در عمل هم به آن پایبند باشید. مثلاً اگر گفتید در صورت توهین تماس را تمام می‌کنید، وقتی این اتفاق افتاد واقعاً تماس را تمام کنید. درغیر این ‌صورت، مرز شما کم‌ کم جدی گرفته نمی‌شود. پایبند ماندن به مرز به معنی دعوا یا سرد رفتار کردن نیست. می‌توانید آرام و محترمانه صحبت کنید، ولی در عین حال از تصمیمی که گرفتید عقب ‌نشینی نکنید.

7. در صورت نیاز اطلاعات یا تماس را محدود کنید

همیشه لازم نیست رابطه را قطع کنید. گاهی بهتر است درباره بعضی موضوعات کمتر صحبت کنید، اطلاعات شخصی کمتری در اختیار فرد بگذارید یا مدت و تعداد تماس‌ها را محدود کنید. ایجاد کمی فاصله هم می‌تواند بخشی از مرزبندی باشد. این فاصله قرار نیست به معنی قطع رابطه باشد، فقط کمک می‌کند فشار کمتری تحمل کنید و فضای شخصی بیشتری برای خودتان داشته باشید.

اگر خانواده با مرزهایمان مخالفت کرد چه کنیم؟

ممکن است وقتی مرز می‌گذارید، طرف مقابل ناراحت شود، قهر کند، پای اعضای دیگر خانواده را وسط بکشد یا شما را به خودخواهی متهم کند. در چنین شرایطی لازم نیست وارد بحث طولانی شوید. کافی است موضع خودتان را آرام و روشن تکرار کنید:

• نظرتان را شنیدم، ولی تصمیم نهایی را خودم می‌گیرم.
• ترجیح می‌دهم درباره این موضوع بیشتر صحبت نکنیم.
• اگر گفتگو با توهین ادامه پیدا کند، بحث را تمام می‌کنم.

قرار نیست با این جمله‌ها طرف مقابل را قانع کنید یا در بحث برنده شوید. هدف این است که مشخص کنید چه رفتاری را می‌پذیرید و کجا می‌خواهید گفتگو را متوقف کنید.

الگوهای خانوادگی چه نقشی در کنترل‌گری دارند؟

گاهی در خانواده نقش‌هایی شکل می‌گیرند که سال‌ها تکرار می‌شوند. مثلاً فرزندی که همیشه باید مطیع باشد، والدی که برای همه تصمیم می‌گیرد یا کسی که همیشه وظیفه دارد دیگران را آرام کند. در نظریه سیستم‌های خانواده بوئن، تمایزیافتگی خود یعنی فرد بتواند در عین حفظ رابطه عاطفی با خانواده، نظر و تصمیم خودش را هم داشته باشد. بعضی رویکردها مثل چیدمان سیستمی خانواده هم به الگوهایی می‌پردازند که ممکن است در نسل‌های مختلف خانواده تکرار شوند.

الگوهای تکراری کنترل‌گری در خانواده

چرا بعد از مخالفت با خانواده مضطرب یا عذاب وجدان می‌شویم؟

گاهی سخت‌ترین بخش ماجرا این نیست که بدانید چه تصمیمی درست است، سختی از جایی شروع می‌شود که باید برخلاف نظر خانواده عمل کنید. اگر سال‌ها عادت کردید برای تصمیم‌هایتان تایید خانواده را بگیرید، مخالفت با آنها ممکن است ساده نباشد. حتی وقتی مطمئنید تصمیم درستی گرفتید، باز هم ممکن است اضطراب، ترس از طردشدن یا عذاب وجدان سراغتان بیاید و باعث شود از تصمیم خود عقب بکشید.

برای رو به ‌روشدن با این واکنش‌ها راه‌های مختلفی وجود دارد. از روان ‌درمانی و یادگیری مهارت‌های مدیریت هیجان گرفته تا روش‌های مکملی مثل هیپنوتراپی. اینکه کدام روش مناسب‌ است، به شرایط و مسئله شما بستگی دارد و بهتر است با نظر متخصص انتخاب شود.

چه زمانی کنترل‌گری خانواده جدی و آسیب‌زا می‌شود؟

هر بحثی در خانواده به معنی آزار نیست. اختلاف نظر طبیعی است. ولی اگر کسی بخواهد رفت ‌و آمد، پول، مدارک یا ارتباطات شما را کنترل کند، موضوع جدی‌تر می‌شود. تهدید، ترساندن یا خشونت فیزیکی هم نشانه‌هایی هستند که نباید نادیده گرفته شوند. در این شرایط، صحبت آرام همیشه مشکل را حل نمی‌کند. گاهی رو به ‌روشدن مستقیم با فرد کنترل‌گر حتی می‌تواند خطرناک باشد. بهتر است اول به امنیت خودتان فکر کنید و در صورت نیاز از یک فرد متخصص یا مرکز حمایتی کمک بگیرید.

چطور در برابر کنترل‌گری خانوادگی مرز بگذاریم؟

برخورد با یک عضو کنترل‌گر خانواده همیشه به معنی دعوا یا قطع رابطه نیست. اول باید مشخص کنید کدام رفتارها آزادی و حق انتخاب شما را محدود می‌کنند. بعد مرزتان را واضح بگویید و روی آن بمانید.

در یک رابطه سالم خانوادگی، محبت و نگرانی با استقلال منافاتی ندارند. مرزبندی هم به معنی دور شدن از خانواده نیست. فقط مشخص می‌کند دیگران تا کجا می‌توانند در زندگی شما دخالت کنند و از کجا به بعد، تصمیم‌گیری و حریم شخصی به خودتان مربوط است.

اگر از نظر مالی به خانواده وابسته باشیم، چگونه می‌توانیم در برابر کنترل‌گری مرزبندی کنیم؟

در این شرایط، مرزبندی باید محتاطانه‌تر و گام ‌به ‌گام انجام شود. بهتر است ابتدا روی مسائل شخصی غیرمالی (مثل زمان استراحت یا روابط دوستانه) مرز بگذارید و همزمان برای رسیدن به استقلال مالی برنامه ‌ریزی کنید.

وقتی خانواده کنترل‌گر در زندگی مشترک و رابطه با همسرم دخالت می‌کنند، چه واکنشی نشان دهم؟

شما و همسرتان باید یک جبهه متحد تشکیل دهید و با احترام اما قاطعانه به خانواده اعلام کنید که تصمیم ‌گیری درباره مسائل خانه و زندگی مشترک صرفاً بر عهده شما دو نفر است.

آیا فرد کنترل‌گر به مرور زمان و با مقاومت ما، رفتار خودش را تغییر می‌دهد؟

تغییر دادن دیگران در کنترل شما نیست. هدف از مرزبندی محافظت از روان و استقلال خودتان است، هرچند ثبات قدم شما ممکن است به مرور آنها را وادار کند که به حریم شما احترام بگذارند.

اگر تعیین حد و مرز باعث قهر طولانی ‌مدت خانواده شد، چه کنم؟

قهر کردن یکی از ابزارهای رایج برای ایجاد عذاب وجدان و شکستن مرزهای شماست. صبور باشید، تسلیم احساس گناه نشوید و اجازه دهید زمان بگذرد تا متوجه جدیت تصمیم شما بشوند.

اگر سایر اعضای خانواده واسطه فشارها و پیام‌های فرد کنترل‌گر شدند، چگونه رفتار کنیم؟

از توجیه کردن تصمیماتتان برای آنها بپرهیزید و محترمانه از آنها بخواهید که نقش واسطه را بازی نکنند. همان مرزهایی که برای فرد اصلی تعیین کرده‌اید، برای انتقال ‌دهندگان پیام نیز اجرا کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *